تبلیغات
مصباح 133

مصباح 133
وبلاگی كاملا متفاوت با موضوعات مذهبی ، فرهنگی و اجتماعی برای كسانی كه به دنبال موفقیت و پیشرفت هستند


امامزاده ها

در عرف‌ تشیع‌ مراد از امامزاده‌، فرزندان‌ یا فرزندزادگان‌ ائمه‌ اطهار(ع‌) است‌ و اصطلاحا" از باب‌ ذكر حال‌ و اراده‌ محل‌، به‌ مدفن‌ و مزار متبرك‌ آنان‌ و بزرگان‌ سادات‌ كه‌ در سراسر شهرها و روستاهای‌ ایران‌ پراكنده‌ است‌، اطلاق‌ می‌گردد...

در عرف‌ تشیع‌ مراد از امامزاده‌، فرزندان‌ یا فرزندزادگان‌ ائمه‌ اطهار(ع‌) است‌ و اصطلاحا" از باب‌ ذكر حال‌ و اراده‌ محل‌، به‌ مدفن‌ و مزار متبرك‌ آنان‌ و بزرگان‌ سادات‌ كه‌ در سراسر شهرها و روستاهای‌ ایران‌ پراكنده‌ است‌، اطلاق‌ می‌گردد.
مهاجرت‌ سادات‌ حسنی‌ و حسینی‌ به‌ نقاط‌ امن‌ سرزمین‌های‌ شرقی‌ اسلامی‌ از همان‌ صدر اسلام‌ در حكومت‌ جابرانه‌ امویان‌ و خاصه‌ در عهد حجاج‌ بن‌ یوسف‌ خون خوار و تسلط‌ او بر عراقین‌ از سوی‌ امویان‌ (95 75 ق‌.) كه‌ بیدادگری‌ها و سفاكی‌ها نسبت‌ به‌ فرزندان‌ علی‌(ع‌) روا می‌داشت‌، آغاز شده‌ بوده‌ است‌. از نظر كلی‌ این‌ مهاجران‌ بزرگوار را به‌ چهار گروه‌ می‌توان‌ تقسیم‌ كرد:

 گروه‌ نخستین‌، آن‌ دسته‌ هستند كه‌ برای‌ فرار از بیدادگری‌ها و ستم‌های‌ امویان‌ و به خصوص‌ حجاج‌ راه‌ مشرق‌ را پیش‌ گرفتند، گروه‌ دوم‌، آن ها هستند كه‌ به‌ هنگام‌ ولایت‌ عهدی‌ امام‌ رضا(ع‌) بدین‌ سرزمین‌ رسیدند، گروه‌ سوم‌ آنها هستند كه‌ در خروج‌ برخی‌ از فرزندان‌ علی‌(ع‌) بر خلفای‌ عباسی‌ و اموی‌ شركت‌ داشتند و پس‌ از شكست‌ آنها بدین‌ حدود گریختند و گروه‌ چهارم‌ كه‌ نسبت‌ به‌ سه‌ گروه‌ دیگر فزونی‌ داشتند، آن‌ دسته‌ هستند كه‌ در زمان‌ حكومت‌ علویان‌ در مازندران‌ روی‌ به‌ دربار ایشان‌ نهادند.
الف‌) گروه‌ اول‌، آن‌ دسته‌ هستند كه‌ به‌ علت‌ دشمنی‌ امویان‌ نسبت‌ به‌ خاندان‌ علی‌(ع‌) و كشتار بی‌رحمانه‌ حجاج‌ از آنها، كه‌ احتیاج‌ به‌ بسط‌ مقال‌ ندارند، راهی‌ ایران‌ و مشرق‌ شدند. اولیاءالله‌ آملی‌ و ظهیرالدین‌ مرعشی به‌ كار حجاج‌ چنین‌ اشارت‌ دارند كه‌ عهد كرده‌ بود تا هر جا سیدی‌ را بیابد بكشد، تا نسل‌ ایشان‌ منقطع‌ گردد.
ب‌) گروه‌ دوم‌، در تاریخ‌ رویان‌ اولیاءالله‌ آملی‌ بدین‌ صورت‌ بیان‌ شده‌ است‌: "سادات‌ علویه‌ به‌ سبب‌ آوازه‌ ولایت‌ عهدی‌ و حكومت‌ امام‌ رضا(ع‌) روی‌ بدین‌ طرف‌ نهاده‌اند و او را بیست‌ و یك‌ برادر بودند با چندین‌ برادرزادگان‌ و بنی‌ اعمام‌ از بنی‌ حسن‌ و بنی‌ حسین‌. اینها به‌ ری‌ و نواحی‌ عراق‌ و قومس‌ رسیدند كه‌ دست‌ محبت‌ دنیا قلم‌ نسیان‌ بر جریده‌ بصیرت‌ مامون‌ كشید و تخم‌ كینه‌ رضا در زمین‌ سینه‌ مامون‌ نشاند و روی‌ خرد او را به‌ دود غفلت‌ سیاه‌ كرده‌ مرتبه‌ دین‌ و دولت‌ بر او تباه‌ كرد و او را بر آن‌ داشت‌ كه‌ با آن‌ همه‌ عهد كه‌ كرده‌ بود، به‌ آخر غدر كرد و زهر در انگور تعبیه‌ كرده‌ و خورد رضای‌ مسموم‌ داد. چون‌ خبری‌ غدری‌ كه‌ با رضا(ع‌) كرده‌، در راه‌ به‌ سادات‌ رسید، هر جا كه‌ بودند پناه‌ به‌ كوهستان‌ دیلمان‌ و تبرستان‌ و ری‌ نهادند.

بعضی‌ را همین‌ جا شهید كردند و مزار ایشان‌ باقی‌ است‌ و بعضی‌ وطن‌ ساخته‌، همین‌ جا مانده‌، تا به‌ عهد متوكل‌ خلیفه‌ كه‌ ظلم‌ او بر سادات‌ از حد در گذشت‌، بگریختند و در كوهستان‌ تبرستان‌ و بیشه‌ این‌ طرف‌ جای‌ ساختند و بنا بر آن كه‌ اسفهبدان‌ مازندران‌ و ملوك‌ باوند از قدیم‌الایام‌ كه‌ در اسلام‌ آمدند، متشیع‌ بوده‌اند و معتقد سادات‌ و ایشان‌ هیچ‌ وقتی‌ جز امامی‌ المذهب‌ نبوده‌اند، سادات‌ را دراین‌ ملك‌ مقام‌ بهتر از جاهای‌ دیگر بودی‌."

ج‌) گروه‌ سوم‌، چنان كه‌ گذشت‌ آن‌ جمعند كه‌ چون‌ یكی‌ از اولاد علی‌(ع‌) بر خلیفه‌ خروج‌ می‌كرد، به‌ همراه‌ او و یاور او بودند و چون‌ او كشته‌ می‌شد، خلیفه‌ به‌ قلع‌ و قمع‌ همراهان‌ و یارانش‌ فرمان‌ می‌داد و آنان‌ كه‌ از آن‌ ورطه‌ جان‌ به‌ در می‌بردند روی‌ به‌ كوهستان‌ عراق‌ و دیلم‌ می‌نهادند. سادات‌ معروفی‌ كه‌ بر خلفا خروج‌ كردند و به‌ شهادت‌ رسیدند عبارتند از:

1-  زیدبن‌ علی‌ بن‌ حسین‌ بن‌ علی‌ بن‌ ابی‌طالب‌(ع‌) كه‌ بر هشام‌ خلیفه‌ اموری‌ خروج‌ كرد و به‌ سال‌ 122 ق‌ به‌ شهادت‌ رسید 

2- محمد بن‌ عبدالله‌ بن‌ حسن‌ بن‌ حسن‌ بن‌ علی‌ بن‌ ابی‌طالب‌ (ع‌) معروف‌ به‌ »نفس‌ زكیه‌« كه‌ در سال‌ 145 ق‌ در زمان‌ منصور دوانیقی‌ در مدینه‌ خروج‌ كرد، اشراف‌ بنی‌ هاشم‌ با او بیعت‌ كردند، لیكن‌ حضرت‌ امام‌ جعفرصادق‌(ع‌) رضا نداد، منصور برادرزاده‌ خود عیسی‌ را به‌ دفع‌ وی‌ فرستاد و در نزدیكی‌ مدینه‌ تلاقی‌ كردند و نفس‌ زكیه‌ به‌ شهادت‌ رسید و سرش‌ را به‌ نزد منصور بردند.

 3- ابراهیم‌ بن‌ عبدالله‌ مشهور به‌ "قتیل‌ باخمری‌" برادر نفس‌ زكیه‌ كه‌ به‌ هنگام‌ خلافت‌ منصور (136 158 ق‌) در بصره‌ خروج‌ كرد و در دیهی‌ به‌ نام‌ باخمری‌ نزدیك‌ كوفه‌ به‌ شهادت‌ رسید.

 4- حسین‌ بن‌ علی‌ بن‌ حسن‌ بن‌ حسن‌ بن‌ حسن‌ بن‌ علی‌ بن‌ ابی‌طالب‌ (ع‌) معروف‌ به‌ "صاحب‌ فخ‌" كه‌ در مدینه‌ به‌ سال‌ 169 ق‌ در خلافت‌ الهادی‌ خروج‌ كرد و در فخ‌ به‌ نزدیكی‌ مكه‌ به‌ شهادت‌ رسید.

 5- یحیی‌ بن‌ عبدالله‌ برادر نفس‌ زكیه‌ كه‌ پس‌ از خروج‌ نفس‌ زكیه‌ به‌ دیار طبرستان‌ و دیلم‌ درآمد و كارش‌ بالا گرفت‌ و مردم‌ به‌ دورش‌ جمع‌ شدند، تا آنكه‌ به‌ سال‌ 176 ق‌ هارون‌الرشید فضل‌ بن‌ یحیی‌ را مامور دفع‌ او گردانید و سرانجام‌ یحیی‌ بن‌ عبدالله‌ در بغداد زندانی‌ شد و درگذشت‌.

6- ابوعبدالله‌ محمد بن‌ ابراهیم‌ بن‌ اسماعیل‌ بن‌ ابراهیم‌ بن‌ عبدالله‌ ابن‌ حسن‌ بن‌ حسن‌ بن‌ علی‌ بن‌ ابی‌طالب‌(ع‌) معروف‌ به‌ ابن‌ طباطبا كه‌ در سال‌ 199 ق‌ در خلافت‌ مامون‌ خروج‌ كرد و كوفه‌ را به‌ دست‌ آورد، اما دیری‌ نپایید كه‌ در همانجا درگذشت‌.

 7- محمد بن‌ محمد بن‌ زید بن‌ علی‌ بن‌ حسین‌ بن‌ علی‌ بن‌ ابی‌طالب‌(ع‌) كه‌ بعد از وفات‌ محمد بن‌ ابراهیم‌ جای‌ او را بگرفت‌، لكن‌ فرمان‌ به‌ دست‌ ابوالسرایا بود، ابوالسرایا به‌ سال‌ 200 ق‌ اسیر و كشته‌ شد و محمد را نیز پیش‌ مامون‌ فرستادند.

 8- ابراهیم‌ بن‌ موسی‌ بو جعفر بن‌ محمد بن‌ علی‌ بن‌ حسین‌ بن‌ ابی‌ طالب‌(ع‌) كه‌ در سال‌ 200 ق‌ زمانی‌ كه‌ مامون‌ در خراسان‌ بود در یمن‌ خروج‌ كرد مامون‌ بر او ظفر یافت‌ و عفو كرد.

 9- محمد بن‌ قاسم‌ بن‌ عمر بن‌ علی‌ بن‌ حسین‌ بن‌ علی‌ بن‌ ابی‌طالب‌(ع‌) كه‌ در آغاز ملازم‌ مسجد النبی‌ بود، جمعی‌ خراسانی‌ با اوبیعت‌ كردند و این‌ به‌ سال‌ 219 ق‌ بودأ سپس‌ به‌ جوزجان‌ رفت‌ و بعد او مدتی‌ در طالقان‌ خراسان‌ خروج‌ كرد، عبدالله‌ بن‌ طاهر بر او دست‌ یافت‌ و به‌ نزد معتصم‌ فرستاده‌ معتصم‌ او را زندانی‌ كرد، اما او توانست‌ از زندان‌ فرار كند.

10-یحیی‌ بن‌ عمر بن‌ یحیی‌ بن‌ حسین‌ بن‌ زید بن‌ علی‌ بن‌ حسین‌ بن‌ علی‌ بن‌ ابی‌طالب‌(ع‌) كه‌ در خلافت‌ المستعین‌ به‌ سال‌ 250 ق‌ در كوفه‌ خروج‌ كرد، مردم‌ كوفه‌ او را گفتند كه‌ اگر به‌ سبب‌ تنگدستی‌ خطری‌ چنین‌ پیش‌ گرفتی‌ ما مال‌ها فدای‌ تو كنیم‌، بنشین‌ تا فتنه‌ برنخیزد، سوگند خورد به‌ طلاق‌ كه‌ جز به‌ تعصب‌ آن كه‌ دین‌ حق‌ ذلیل‌ شده‌ و احكام‌ شریعت‌ منسوخ‌ گشته‌ خروج‌ نمی‌كنم‌، محمد بن‌ عبدالله‌ طاهر، حسین‌ بن‌ اسماعیل‌ را به‌ حرب‌ او گسیل‌ كرد و سید را بگرفتند و سرش‌ را برداشتند و پیش‌ محمد بن‌ عبدالله‌ آوردند و محمد سر را پیش‌ مستعین‌ فرستاد، یاران‌ یحیی‌ به‌ كوهستان‌های‌ ری‌ و تبرستان‌ گریختند.
د) گروه‌ چهارم‌، جمعی‌ انبوه‌ از ساداتی‌ هستند كه‌ چون‌ علویان‌ زیدی‌ مذهب‌ در تبرستان‌ سلسله‌ حكومتی‌ برای‌ خود تشكیل‌ دادند به‌ ایشان‌ پیوستند، كثرت‌ این‌ دسته‌ را ابن‌ اسفندیار در تاریخ‌ طبرستان‌ چنین‌ بیان‌ كرده‌ است‌:

 "در این‌ وقت‌ ( اواسط‌ سال‌ 253ق‌) به‌ عدد اوراق‌ اشجار، سادات‌ علویه‌ و بنی هاشم‌ از حجاز و اطراف‌ شام‌ و عراق‌ به‌ خدمت‌ او (حسن‌ بن‌ زید) رسیدند. در حق‌ همه‌ مبرت‌ و مكرمت‌ فرمود و چنان‌ شد كه‌ هر وقت‌ كه‌ پای‌ در ركاب‌ آوردی‌ سیصد نفر علوی‌ شمشیر كشیده‌ گرداگرد او كله‌ بستندی‌."
این‌ چهار گروه‌ از سادات‌ بزرگوار چون‌ به‌ نواحی‌ بالنسبه‌ امن‌ ایران‌ مانند نقاط‌ كوهستانی‌ عراق‌ و قومس‌ و ری‌ و دیلم‌ و نواحی‌ تبرستان‌ می‌رسیدند، رفته‌ رفته‌ با مردم‌ این‌ بلاد در می‌آمیختند و به تدریج‌ صورت‌ بومیان‌ محل‌ را به‌ خود می‌گرفتند و سادات‌ عصر، مقیم‌ در نقاط‌ مختلف‌ كشور اعقاب‌ آن‌ بزرگواران‌اند.

آمار مشاهده‌ و بقاع‌ متبركه‌ سادات‌ و معصوم‌زادگان‌ در پهنه‌ ایران‌
پراكندگی‌ سادات‌ در تمام‌ نقاط‌ این‌ پهنه‌ یكسان‌ نبود. به‌ جاهایی‌ كه‌ احساس‌ امنیت‌ بیشتر می‌كردند تعداد زیادتری‌ روی‌ می‌آوردند، همانند كوهستان‌ ری‌ و تبرستان‌ و پاره‌یی‌ نقاط‌ مركزی‌، با این‌ حال‌، بعضی‌ از ایشان‌ گرفتار مخالفان‌ می‌شدند و به‌ شهادت‌ می‌رسیدند. امروز مرقد اكابر این‌ بزرگواران‌ باقی‌ و مزار و مطاف‌ است‌. از برسنجیدن‌ تعداد آنها در نقاط‌ مختلف‌ می‌توان‌ پی‌برد كه‌ این‌ نقاط‌ به‌ چه‌ نسبت‌ مورد توجه‌ ایشان‌ بوده‌ است‌، گرچه‌ برخی‌از این‌ بقاع‌ در طی‌ زمان‌ خراب‌ و آثار آنها محو گردیده‌ است‌.

طبق‌ آماری‌ كه‌ به‌ وسیله‌ سازمان‌ اوقاف‌ تهیه‌ شد و به‌ سال‌ 1352ش‌ در روزنامه‌ كیهان‌ انتشار یافت‌، در سراسر ایران‌ حدود 1059 امامزاده‌ شمارش شده‌ است‌ كه‌ استان‌ مركزی‌ از این‌ لحاظ‌ مقام‌ نخست‌ را دارد. در تنها استانی‌ كه‌ امامزاده‌ دیده‌ نشد، استان‌ سیستان‌ و بلوچستان‌ است‌.

در كتاب‌ تاریخچه‌ وقف‌ در اسلام‌ نام‌ مساجد، امامزاده‌ها، بقاع‌ متبركه‌ و مدارس‌ قدیمه‌ در شهرستان‌ها، به‌ ترتیب‌ نام‌ شهرستان‌ درج‌ آمده‌ و آمار ذیل‌ در باب‌ امامزاده‌ها (به جز بقاع‌ متبركه‌ دیگر) برآن‌ اساس‌ فراهم‌ و احصا گردیده‌ كه‌ به‌ ترتیب‌ امامزاده‌ها (از 9 بیشتر) در ذیل‌ درج‌ می‌افتد. در این‌ كتاب‌ جمع‌ كل‌ نام‌ امامزاده‌های‌ كشور بر 872 بالغ‌ می‌شود.

 تهران‌ و حومه‌ یا ری‌ قدیم‌ 112 (تهران‌ 13، حومه‌ 99)- كاشان‌، 86-شیراز،52-قم‌، 46-داراب‌، 35- فسا، 27-گروس‌، 27- گرگان‌،26- جهرم‌،25-نطنز، 25- محلات‌، 24-قائم شهر، 21- ملایر و تویسركان‌، 17- ساوه‌، 16-خمین‌، 15- كرج‌، 15- اصفهان‌، 14- سبزوار، 14- اراك‌، 12- نایین‌، 12- بابل‌، 11-بوشهر، 11-بیرجند، 11- همدان‌، 11-دامغان‌،10-رفسنجان‌، 10 و كرمان‌، 10.

تحقیق‌ در احوال‌ این‌ معصوم‌زادگان‌ و شناخت‌ فرد فرد این‌ بزرگواران‌ اغلب‌ در نهایت‌ صعوبت‌ و گاه‌ غیرممكن‌ می‌نمایند بدین‌ دلایل‌:

 1 بسیاری‌ از سادات‌ از ترس‌ عمال‌ جور در خفا به‌ صورت‌ پنهان‌ بدین‌ مرز و بوم‌ آمدند و مجهول‌وار زیستند و ارباب‌ انساب‌ و نقبای‌ سادات‌ را از احوال‌ و پایان‌ كار ایشان‌ اطلاعی‌ به‌ دست‌ نبوده‌ و متعرض‌ نام شان‌ در كتاب‌های‌ انساب‌ نشده‌اند. چون‌ فوت‌ كردند در محل‌، ارباب‌ خیر بقعتی‌ برروی‌ مزار ایشان‌ بساختند و لوحه‌ نامشان‌ را برآن‌ نصب‌ كردند، لكن‌ ترجمه‌ حالشان‌ ناگفته‌ ماند.

 2 لوحه‌یی‌ كه‌ در روز فوت‌ برای‌ نصب‌ بر مزار این‌ بزرگواران‌ فراهم‌ می‌آمد به‌ خط‌ كوفی‌ بود، در زمان‌های‌ بعد كه‌ آنها را به‌ خط‌ ؤلث‌ یا نسخ‌ برمی‌گرداندند، دشواری‌های‌ خط‌ كوفی‌ در اعجام‌ و اعراب‌ و قرائت‌ و گاه‌ فرسوده‌ شدن‌ و ریختن‌ برخی‌ كلمات‌ سبب‌ تحریف‌ و تصحیف‌ می‌گردید، چنان كه‌ مثلا" حسین‌ به‌ صورت‌ حسن‌ و نقی‌ به‌ صورت‌ تقی‌ و عبیدالله‌ به‌ صورت‌ عبدالله‌ و ظاهر به‌ صورت‌ طاهر در می‌آمد و از این‌ نوع‌ شواهد زیاد به‌ دست‌ است‌

3 در بسیاری‌ از موارد در ذكر پدران‌ صاحب‌ مرقد تا اتصال‌ به‌ معصوم‌ از باب‌ اختصار در نسب‌، نام‌ یك‌ یا چند واسطه‌ حذف‌ شده‌ است‌، بدانسان‌ كه‌ اكنون‌ در نقاط‌ مختلف‌ امامزاده‌های‌ فراوانی‌ را می‌بینیم‌ كه‌ فرزند امام‌ موسی‌ كاظم‌ (ع‌) معرفی‌ شده‌اند، حال‌ آنكه‌ آن‌ حضرت‌ را بدین‌ كثرت‌ فرزند نبود و چنان كه‌ در مفتتح‌ این‌ مقالت‌ در ذكر مهاجرت‌ گروه‌ دوم‌ از سادات‌ بیان‌ شد، به‌ نقل‌ منابع‌، حضرت‌ امام‌ رضا (ع‌) بیست‌ویك‌ برادر بیش‌ نداشت‌، بنابراین‌ بقیه‌، فرزندزادگان‌ و نبیره‌ و احفاد و ذراری‌ امام‌ موسی‌ كاظم‌ (ع‌) هستند كه‌ در نسبت شان‌ یك‌ چند واسطه‌ حذف‌ گردیده‌ و این‌ موضوع‌ آنان‌ را به‌ شكل‌ فرزند بلافصل‌ امام‌ در آورده‌ است‌.

بنا و تعمیر بقاع‌ امامزاده‌ها
از دیرباز به‌ حكم‌ پاره‌یی‌ اخبار، ظاهراص نخستین‌ بنا بر روی‌ مرقد معصوم‌زادگان‌ در همان‌ زمان‌ دفن شان‌ به‌ صورت‌ سایبانی‌ ساده‌ به‌ وسیله‌ علاقه‌مندان‌ به‌ خاندان‌ نبوت‌ و ارادت مندان‌ اهل‌ بیت‌ عصمت‌ و طهارت‌ (ع‌) به‌ وجود می‌آمد و به‌ مرور، دیگر نكوكاران‌ چیزی‌ برآن‌ می‌افزودند تا آنكه‌ زمان‌ چندانی‌ نمی‌گذشت‌ كه‌ صورت‌ زیارت گاهی‌ با آلت‌ و عدت‌ به‌ خود می‌گرفت‌. فی‌المثل‌ احداث‌ زیارت گاه‌ حضرت‌ معصومه‌ (س‌) را در قم‌ چنین‌ نوشته‌اند: "پس‌ از رحلت‌ حضرت‌ فاطمه‌ (س‌) در قم‌، نخستین‌ بنا كه‌ عبارت‌ بود از سایبان‌ بوریایی‌ به‌ وسیله‌ شیعیان‌ كه‌ ساكن‌ قم‌ و معروف‌ به‌ خاندان‌ سعد اشعری‌ بودند بر روی‌ قبر گذارده‌ شد. پس‌ از مدت‌ كمی‌ یكی‌ از دختران‌ حضرت‌ امام‌ محمدتقی‌ (ع‌) به‌ نام‌ سید زینب‌ به‌ قم‌ آمد و قبه‌ با گنبد ساده‌یی‌ بر روی‌ قبر بنا نهاد". از آن‌ پس‌ كه‌ سادات‌ علوی‌ در تبرستان‌ صاحب‌ قدرت‌ شدند و حكومت‌ به‌ سال‌ 270 ق‌ به‌ محمد بن‌ زید علوی‌ رسید و بعد كه‌ آل‌ بویه‌ روی‌ كار آمدند، امر آباد ساختن‌ مرقد مطهره‌ و بقاع‌ متبركه‌ مورد توجه‌ خاص‌ قرار گرفت‌. پس‌ از آن‌ نیز این‌ مهم‌ ادامه‌ یافت‌ و هنوز قرنی‌ نگذشته‌ بود كه‌ به‌ عهد سلجوقیان‌ مجدالملك‌ از وزیران‌ شیعی‌ مذهب‌ آن‌ سلاله‌ بدین‌ امر قیام‌ كرد.
عبدالجلیل‌ رازی‌ در النقض‌ می‌نویسد: " وزیر سعید شهید مجدالملك‌ اسعد بن‌ محمد بن‌ موسی‌ البراوستانی‌ القمی‌ قدس‌الله‌ روحه‌ با بزرگی‌ رفعت‌ و قبول‌ و حرمت‌، خیرات‌ بسیار فرمود، چون‌ قبه‌ امام‌ حسن‌ بن‌ علی‌ و علی‌ زین‌العابدین‌ و محمدالباقر و جعفرالصادق‌ (ع‌) به‌ بقیع‌، كه‌ هرچهار معصوم‌ در یك‌ حظیره‌ مدفون‌اند و عباس‌ عبدالمطلب‌ در آنجا مدفون‌ است‌ به‌ مدینه‌ رسول‌ (ص‌) به‌ گورستان‌ بقیع‌ و مشهد موسی‌ كاظم‌ و محمد تقی‌ (ع‌) به‌ مقابر قریش‌ هم‌ او فرموده‌ است‌ به‌ بغداد و مشهد سید عبدالعظیم‌ حسنی‌ به‌ شهر ری‌ و بسی‌ از مشاهد سادات‌ علوی‌ و اشراف‌ فاطمی‌ (ع‌)، با آلت‌ و عدت‌ و شمع‌ و اوقاف‌ كه‌ همه‌ را دلالت‌ است‌ برصفای‌ اعتقاد او و درم‌ قابل‌ تربت‌ حسین‌ بن‌ علی‌ (ع‌) در كربلا مدفون‌ است‌."

منابع‌:
تاریخچه‌ وقف‌ در اسلام‌، شهابی‌، (تهران‌، 1324 ش‌) 63، 81 135- تاریخ‌ رویان‌، ص‌ 77 به‌ بعد- تاریخ‌ طبرستان‌، ص‌ 1\224 به‌ بعد- تاریخ‌ طبرستان‌ و رویان‌ و مازندران‌، ص‌ 67 به‌ بعد- حج‌ آن‌طور كه‌ من‌ رفتم‌، ص‌ 43، 56- روزنامه‌ كیهان‌، شماره‌ 9111 (دوشنبه‌ 28 آبان‌ 1352 ش‌)- قصران‌، كریمان‌، 1\258- النقض‌، چاپ‌ اول‌، ص‌ 225.(etemaad)




طبقه بندی: امامزاده ها،
برچسب ها: امامزاده، فرزندان ائمه اطهار، سادات، فرزند رسول الله،
[ پنجشنبه 1390/07/7 ] [ 10:14 قبل از ظهر ] [ مسعود بهرامی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

موضوع وبلاگ:مذهبی،فرهنگی،اجتماعی

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

اللهم کن لولیک الحجه بن الحسن (عج)
صلواتک علیه و علی آبائه،فی هذه الساعه
وفی کل الساعه،ولیا و حافظا،وقاعدا و ناصرا
ودلیلا وعینا،حتی تسکنه ارضک طوعا،وتمتعه
فیها طویلا

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

از اینکه از وبلاگم دیدن می کنید ممنونم
لحظات خوب و خوشی را برای شما آرزو می کنم.
نویسندگان
نظر سنجی
نظر شما درباره این وبلاگ چیست؟







موضوعات وب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب